شنبه 15 تیر 1398 / 07:46|کد خبر : 2440|گروه : اجتماعی

روایتی از زندگی خواهر و برادر نابینا؛

نگاه پر از غم پدر و مادر امید و ندا دو دانش آموز نابینایی دهگلانی

نگاه پر از غم پدر و مادر امید و ندا دو دانش آموز نابینایی دهگلانی

حکایتی غمگین از دو دانش آموز خواهر و برادر نابینا که آرزوی آنان دیدن پدر و مادذر و دوستانشان است

 

به گزارش خبرنگار دهگلان شیدا، تصور دنیایی تاریک و بدون رنگ برای هر انسان بینایی دور از تصور است؛ چشم بستن به روی دنیایی که هر روز در گذر تاریخ و زمان بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و هزاران در هزار رنگ، در آن جای گرفته است.


 
 روستایی دور افتاده چاغربلاغ به فاصله 50 کیلومتری از شهردهگلان آرمیده در کنار کوه پنجعلی با مردمانی سخت کوش کشاورز ودامدار وجود صفا وصمیمت در آنجا موج می زند اما حکایت از وجود 2 دو خواهر و برادر دانش آموز نابینا امید و ندا بسیار غمگین است.


 
در این روستا خانواده ای با هزاران امید تشکیل می شود هر چند امید پدر و مادر به فرزندان اما در این خانواده حکایتی غمگین از وجود دو فرزند نابینا دارد شاید نگرانی از مشکلات مالی برای آنان قابل تحمل باشد اما مشکل بینایی دو فرزندشان دردی بزرگ در سینه رضا و شیدا پدر و مادر این دو دانش آموز نابینا بود که برای اطرافیان هم این حس غمگینی قابل حس و لمس بود.
 
  به خانه رضا و شیدا پدر و مادر امید وندا وقتی وارد شوی در آن هرچند نشاط  و شادی فرزندان به آنان روحیه می داد اما سکوتی عجیب توام با غم و نگرانی در چهره پدر ومادر خانواده به عینه حس می شد اما فرزندان نگرانی عمیق پدر و مادر را با چشم نمی توانستندنظاره گر باشند هر چند احساس خوشحالی پدر و مادر را با گوش می شنیدند اما شاید نگرانی چهره پدر و مادر را هیچو قت نظار گر نبودند.


 
رضا زارعی پدر امید و ندا می گوید امید زندگی من همین دو فرزند است هرچند شاید امیدم به زندگی روحیه شاد بچه هایم است اما آرزوی من معالجه چشم فرزندانم و دیدن من، مادر و همکلاسیهایشان است.

 

رضا از نظر مادی بسیار ضعیف می باشد و از خیرین و مسئولین می خواهد برای معالجه فرزندانش روشنایی را به دنیای تاریک فرزندان و خانواده اش باز گردانند.

 

 رضا از شغلش که کار گری است می گوید کشاورزی و دامداری هم ندارد و در اینجا کارگری فصلی است و در سال شاید 3 ماه بتواند کار کند و به خاطر بچه هایش هم نمی تواند به تهران برای کار برود.
 
 شیدا مراد پور مادر امید و ندا با نگرانی شدید از وضعیت آینده دو فرزندش با حس مادری که با ناله هم همراه است دردی سوزناک و چهره غمگین مادرانه اش انسان را مات و مبهوت می کرد.


 
 شیدا می گوید ما به علت مشکلات مالی نتوانستیم امید و ندا را برای معالجه پیش پزشک ببریم  و در 4 ماهگی امید را نزد پزشک بردیم که قرار بود نزد پزشک متخصص برویم که به علت عدم توانایی مالی نتوانستیم.

 

 اما لحظات غمگین شیدا مادر امید وندا و نگاه پر ازغم مادرانه به فرزندانش براستی انسان را در غم وماتم فرو می برد لحظات بسیار سنگین وغمگینی بود.


 
 در خواست این پدر و مادر جوان از خیرین و مسئولان و پزشکان کمک برای معالجه فرزندانشان بود براستی خیرین شهرستان دهگلان و استان کردستان امروز امید وندا چشم انتظارهمت شما هستند و به امید دیدن و نظاره همکلاسیها و پدر و مادرشان نشسته اند.


 
امروزدیگر وقت همت است نزارید آروزی امید وندا به فراموشی سپرده شود و نگذارید دنیای تاریک امید و ندا برای همشیه تاریک بماند زیرا پدر و مادر امید و ندا  آرزوی روشن شدن دنیای فرزندانشان را دارند.


 
امید زراعی دانش آموز نابینا پایه اول دبستان در جواب خبرنگار می گوید خواسته ای از مسئولان دارم که برای معالجه من و خواهرم به پدرم کمک کنند.

 

 امید می گوید به دوچرخه سواری علاقه دارم اما به علت نابینای قادر به اینکار نیست می گفت دوچرخه ندارم اخر نمیتوانم ببینم  میگفت آیا روزی می شود که من بتوانم مثل دوستانم ببینم ودوچرخه سواری کنم.
 

ندا زارعی دانش آموز نابینا پایه اول ابتدایی دختر نابینای خانواده می گوید علاقه خاصی به دروس فارسی و ریاضی دارد هر چند ندا هم آرزویش دوچرخه سواری در کنار دوستانش بود.


 
اگر چه به ظاهر پدر و مادر امید و ندا شاید سرحال و با نشاط باشند اما دردی بزرگ در چهره غمگین آنان و در صدایشان و دلحن کلامشان حس می شد که معالجه فرزندانشان شاید بزرگترین آرزوی این پدر مادر بود.
 
 

اینجا سرزمینی است که در آن ارزش چشم و نگاه و منظر افول می کند تا محبت و همدردیها اوج بگیرد اینجا بریل و عینک دودی و عصاهای راه، راه بهانه‌اند تا خدا نهایت ایثار یک انسان را بیازماید تا آدمها فرصتی برای بی نهایت خود گذشتگی از خود داشته باشند.
 
 
 آرزوی این خانواده معالجه چشم فرزندان نابینایشان است اما متاسفانه به علت مشکلات مادی نتوانستند نزد پزشک متخصص برای معالجه فرزندانشان بروند.


 
تصور دنیای رنگی برای کودکی که از بدو تولد دنیا را تاریک و تار دیده تنها یک آرزو است، کودکی که از کودکی تنها توانسته دنیایش را لمس کند و بو بکشد و تنها با تصوراتش زندگی کند، بسیار سخت است اما امروز که در دنیایی از تکنولوژی قرارگرفته‌ایم باید بتوانیم تصورات و لمسِ نگاه کودکان نابینا را نسبت به جامعه تغییر دهیم و آن‌ها را عضوی توانمند و با استعداد در جامعه بپذیریم.

 

نخستین تلاش‌ها در زمینه آموزش نابینایان در ایران به سال ۱۲۹۹ شمسی مربوط می‌شود. در این سال کار تعلیم و تربیت دانش‌آموزان نابینا با جذب ۵ دانش‌آموز نابینا در مدرسه‌ای در تبریز آغاز شد و امروز پس از گذشت نزدیک به یکصد سال شاهد رشد انسان‌های روشن‌دلی هستیم که توانسته‌اند نه‌تنها رو به انزوا نگرفتند بلکه خود را موفق‌تر از سایر افراد جامعه نشان دهد.


 
این دانش آموزان که از نعمت دیدن محروم هستند در کنار دیگر دانش آموزان در مدارس تحصیل می کنند اما کمی نوع آموزششان متفاوت تر بادیگران است آموزشی  که اگر روند آن تسهیل شود مطمعنا این دانش آموزان بیشتر از گذشته خواهند درخشید.

 
مردم باید به این دانش‌آموزان نگاه از نوع دیگر نداشته باشند؛ چرا که این نوع نگاه برای پدران و مادران سخت است و از معلمان و مسئولان می‌خواهم رسیدگی بهتری به این دانش‌آموزان داشته باشند و در صورتی که باید امکانات مدارس استثنایی از عادی بیشتر باشد، اما متأسفانه این‌طور نیست.


 
خیرین و کسانی که قصد کمک برای معالجه امید و ندا را دارند باشماره کارت های امید و ندا زارعی می توانند کمکهای خود را وارریز نمایند
.

 

شما ره کارت بانک رفاه ندا زارعی

5894631545118465

شماره کارت بانک رفاه امید زارعی
5894631545120412

 
 
 
انتهای پیام/
 

 



برچسب ها :

کمک خیرین

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Dehgolansheyda Telegran Channel
::. آخرین اخبار .::
::. پربازدیدترین های یک ماه اخیر .::