سه شنبه 30 بهمن 1397 / 07:15|کد خبر : 2313|گروه : اجتماعی

گفتگو با همسر و فرزند شهید کریمی

تشویق جوانان روستا برای دفاع از منطقه و مقابله با دشمن/ فرزند شهید: ادامه دهنده افکار و عقاید پدرم هستم

تشویق جوانان روستا برای دفاع از منطقه و مقابله با دشمن/ فرزند شهید: ادامه دهنده افکار و عقاید پدرم هستم

شهید محمد کریمی با ایجادتشکلها درروستا جوانان را برای دفاع از منطقه تشویق به مقابله با دشمن می کرد.



 به گزارش خبرنگار دهگلان شیدا، محمد امین کریمی در سال 1344 در خانواده متدین در روستای سیس از توابع بخش بلبان آباد  چشم به جهان گشود.

 شهید کریمی در زمان جنگ تحمیلی و نفوذ گروهک در منطقه  جوانان روستا را تشویق به مقابله با دشمن برای دفاع از آب و خاک و مردم می نمود.
 
خدیجه کریمی همسر شهید کریم و دختر عموی شهید است که از دوران بچگی هم کاملا از او شناخت دارد می گوید انسانی
متدین وبا اخلا بود و زمانی که مردم منطقه زیر فشار آزار و اذیت گروهکها بود  شیهد درداخل روستا تشکلی ایجاد می کند ودر این تشکل با جمع کردن جوانان آنان را به مقابله با دشمن ترغیب می نمود.


 
 وی در ادامه گفت: زمانی که شهید در سال 67 با داشتن دوفرزند دختر 2 ساله وپسر دوماهه عازم خدمت مقدس سربازی می شود می گوید با توجه به اینکه مردم  در این شرایط سخت تحت فشار هستند نیاز است که از جان و هستی خود گذشته وبرای دفاع از آب وخاک و مردم  به دفاع برخیزم.

 

  رضا کریمی فرزند شهید


 رضا می گوبید در آن زمان من کودکی دوماهه بودم  اما زمانی که  بزرگ شدم و فهمیدم که پدرم در زمان جنگ تحمیلی شهید شده است از طریق همرزمانش خواستم از افکار و اهداف پدرم اطلاع پیدا کنم.

 

 وی درادامه گفت: بنا به گفته همرزمانش شهید کریمی خیلی به سپاه پاسداران و انقلاب اسلامی علاقه مند بوده  و همیشه می گفت برای دافع از مردم و اقتدار انقلاب حاضرم جان فدا شوم.


 وی افزود: پدرم به دوستان وهمرزمان می گوید خودش گویا از قبل از شهادتش با خبربوده زیرا می گفت: این آخرین مرخصی من است و دیگر بعد از برگشت به محل خدمت خانواده ام را نمی بینم و گفته بود خیلی دوست دارم شهید بشوم زیرا دیگر پسرم  بعد از من جانشین من خواهد بود واز خانواده ام نگهداری می کند.

 

فرزند شهید می گوید زمانی که  جویای چگونگی به شهادت رسیدن پدرم از همرزمانش شدم  پدرم برای پاک سازی منطقه ساوان در  شهرستان بانه از دوستانش جدا می شود در کمین دشمن می افتد و پدرم تا غروب با دشمن مقابله می کند وبعدساعتاه در گیری  به درجه رفیع شهادت نائل می آید.

 



برچسب ها :


نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Dehgolansheyda Telegran Channel

ADS In Website

::. آخرین اخبار .::
::. پربازدیدترین های یک ماه اخیر .::